تبليغاتX
محمد حسین صفری رودبار ، خانه آفرینش

محمد حسین صفری رودبار ، خانه آفرینش

blogfa .....house of creation

تصویربرداری سه قسمت دیگر از مجموعه فیروزه با موضوع حضرت امام خمینی رحمه الله علیه و حضرت امام موسی کاظم علیه السلام در مرکز اسناد انقلاب اسلامی و جماران و حرم مطهر امام ره برای پخش از شبکه دو سیما انجام شد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 8:57  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

می گن از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید اما وسیله نقلیه عمومی در تهران تبدیل به یک رویا شده است فرقی نمی کند مترو ، اتوبوس واحد ، بی آر تی ، قطار ، هواپیما و ....

مترو تا آخر شب کار می کند اما اتوبوسها از ساعت ۹ یا ۱۰ دیگر نیستند و مردمی که در ایستگاههای مترو نظیر چیتگر پیاده می شوند باید آواره باشند یا به راننده هایی که در کمین نشسته اند تا دربست بروند باج بدهند ...

این اتفاق همین دیشب برای من افتاد یک ربع مانده به ده در ایستگاه چیتگر پیاده شدیم با وجود نمایشگاه کتاب مسافران هم زیاد بودند اما نه اتوبوسی بود و نه مسئولی که پاسخگو باشد راننده های دربستی هم که روی مخ راه می روند مردم خسته ، گرسنه ، عصبی در محوطه مترو رها شده اند بخصوص خانم ها و هیچ مسئول دلسوزی نیست که جواب بدهد ...

مسیر کوهک هم که بسیار خطرناک است و خفاشهای زیادی دارد .

نمایشگاه کتاب باز است مترو کار می کند مسافران از سر و کول هم بالا می روند راننده های دربستی داغونت می کنند خسته و گرسنه و کم حوصله ای و در میانه اتوبوسی نیست تا آسایش و آرامش را لحظه ای به تو برگرداند و تو با ارامش خاطر به خانه بروی و به همسر و فرزندت برسی ...

آیا این تصویر خوشایندی ست .؟

هر کسی چیزی می گفت همه فحش می دادند همه صحبت از دزدی و دروغگویی و خودبینی مسئولین می کردند مرد میانسالی که خیلی هم داغون بود می گفت آقایان الان در خانه هایشان راحت لمیده اند و خبر از اینجا ندارند ماشین های اختصاصی دولت با راننده اختصاصی در اختیارشان است و برای زن و فرزندانشان هم راننده اختصاصی دارند و باز داد می زنند و از بیت المال می گویند و خبر از حال و روز مردمی که خود بیت المال هستند ندارند ....

آیا این تصویر خوشایند و عادلانه ایست .؟

آیا این درد است ؟

آیا تلخ است ؟

آیا حقیقت است ؟

آیا حقیقتی تلخ و دردمند است ؟ و ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 12:1  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

ماشین و رانندگی اینروزها تبدیل به سودایی برای مردم شده است از آنجایی هم که عده ای سودجو همیشه و در همه جا از سوداها و سادگی و چشم و هم چشمی و بخل و حسادت مردم سواستفاده می کنند از این سودای امروزی هم که گریبان خانواده ها را بدجوری گرفته غافل نمانده اند نمونه آن وجود فراوان آموزشگاههای تعلیم رانندگی در همه جای کشور و بخصوص تهران است یکی از این آموزشگاهها که آتیه نام دارد در نزدیکی منزل ما در شهرک گلستان قرار دارد با وجود اعتراض های زیاد ، مسئولین این آموزشگاه ماشین های تحت تعلیم خود را از اوایل صبح در روز های تعطیل و غیر تعطیل در کوچه بن بست ما رها می سازند و آرامش ، استراحت و خواب راحت را از مردم کوچه سلب می کنند مگر چند تا ماشین در یک کوچه تنگ بن بست مانند گلنار می توانند به آموزش بپردازند از آنجایی هم که بنزین گران شده و راننده های به ظاهر استاد هم تنبل و بی خاصیت تشریف دارند نمی توانند به محل های خلوت و دورتر بروند در نزدیک ترین خیابان به آموزشگاه به تعلیم می پردازند این فاجعه را به پلیس می گویی می گوید به ما ربطی ندارد به شهرداری می گویی آنها هم همین پاسخ را می دهند پس مانند بسیاری از مسائل اینچنینی که هیچکس در مقابلش پاسخگو نیست این دردها را باید به کجا برد به چه کسی گفت کدام اداره ای پاسخگوست .....

تهرانی که روز به روز به مرگ خود نزدیکتر می شود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 11:52  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

سه قسمت از مجموعه مستند نمایشی فیروزه برای پخش در ایام وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها با موضوع از خودگذشتگی ، وفات حضرت زینب سلام الله علیها با موضوع صبر و شهادت امام هادی علیه السلام با موضوع هدایت در مدرسه راهنمایی پروین اعتصامی شهر ری ضبط گردید .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 9:36  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 9:32  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

وقتی برخی ظاهر بینان حضرت مسیح را از رفتن به منزل روسپی ها و شراب خوارها و باج گیرها منع می کردند، ایشان می فرمودند که آمده ام تا بره هایی را که از گله دور افتاده اند نجات دهم ....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 9:30  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:59  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

ترافیک تهران مثل گرانی ها می ماند که هر ساعت ، هر روز و هر شب و هر ثانیه بالا می رود و بی دلیل و بی منطق هم بالا می رود اون از تولیدات بی رویه ماشین های مضخرف و اون هم از فرهنگ سازی مغفول و فراموش شده برای ترافیک و فرهنگ راهنمایی و رانندگی در کشور .....

چقدر از عمر این تهرانی های احمق به باد فنا می رود احمق را با خودم بودم بلانسبت شما .... یک مشت آدم زروار در رفته عصبی همیشه خواب آلود با ریه های مسموم و نفس های سیاه سوار ماشین های مضخرفشان می شوند و تک و تنها به خیابانها می زنند فقط برای اینکه تنبل هستند فخر فروشند نمی توانند ببینند که دیگری سوار ماشین شخصی شده است یا سوار شدن به وسائط نقلیه و عمومی را بی کلاسی می دانند و یا بعضا اهل فساد و سوار کردن ..... و هرزگی هستند ...

پشت ترافیک می مانند زانویشان درد می گیرد عصبی می شوند عرق می ریزند همیشه هم دیر به محل کار می رسند و باز هم دست از ماشین های تک سرنشین که بیشترشان رانندگان زن و دختران جوان هستند بر نمی دارن و همیشه هم ادعا می کنند که هوای تهران آلوده است و شعار می دهند که تهران جای زندگی نیست و .... از کنار هم می گذرند برای همدیگر بوق می زنند و ویراژ می دهند و هیچ وقت هم توی لاین خود حرکت نمی کنند و فقط دهانهای مبارکشان سرشار از فحش و ناسزا به همدیگر است .

تهران شهر پر از استعاره ، شهر تحقیر و سرزنش ، شهر بی خدایی ، شهر پول و نجاست و کثافت و هرزگی و خیانت و دروغ و .... است .

دوستم که از شهرستان برای کاری آمده بود و چند روز مهمان من بود و لحظه شماری می کرد که زودتر کارش تمام شود و به شهرستان برگردد حرف خوبی می زد می گفت این مردم اگر بنزین لیتری پنج هزارتومان هم بشود باکشان را پر می کنند و برای همدیگر فخر می فروشند چه بدزمانه ای شده است .

راست هم می گفت ما فقط اهل حرف و شعار و دودوزه بازی و لاف زدن و فخر فروشی و خودبزرگ بینی و تنبلی و بی بند و باری و لاقیدی هستیم چرا جای دوری برویم .

بخدا بلانسبت شما .... یه وقت به خودتون نگیرین . من این حرفها را برای بچه هاتون زدم برای نسل بدبخت آینده ، برای نسلی که تنوع درخت نخواهد داشت و ...

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:6  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

يك قلاده پلنگ در دام تعبيه شده كشاورزان منطقه سياهكل به دام افتاد و متاسفانه تلف شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:31  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

مستند فوق در مورد شهید احمد زارعی می باشد که از شهدای شاعر و دلسوخته انقلاب است در هفته ای که گذشت تصویربرداری این فیلم مستند در تهران انجام شد این مستند به تهیه کنندگی و کارگردانی دوست و برادر عزیزم امین کاشرفی است که تصویربرداری این فیلم را بر عهده بنده گذاشت فیلم برای کارگاه مستند سازی مهرداد اسکویی در حوزه هنری بیرجند تولید می شود .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:26  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

تا حالا فکر کردین اگه خونه ها از درخت ها بلندتر نبودن چه اتفاقی می افتاد یا برعکس ؟ تا حالا فکر کردین اگه قانونی ثبت می شد که هیچ کس حق نداره خونه ای بلندتر از قد درخت جلوی خونه اش بسازه چی می شد ؟ واقعا فکر کردین یا رو هوا می گین یا رو شکم سیری ؟ نمیدونم یه گذری به انتهای اتوبان همت داشته باشین خیلی چیزا دستگیرتون می شه همینطور عین قارچ سمی عین پشکل گوسفند دارن برج و بارو می سازن برج و باروهای زشت که دل آسمون کبود و سیاه تهرون رو می لرزونه ... دریغ از یه درخت قد بلند .... دریغ از یه خونه ای که پایین تر از درختهاش باشه .... دریغ از زمینی که ..... ؟

اونجا یه شهرکیه به اسم شهرک گلستان که نزدیک چیتگره یه زمانی تو این شهرک کسی حق نداشت خونه ای بیشتر از دو طبقه بسازه اما دریغ و صد دریغ که دور و بر این شهرک حالا شده همون برج و باروهای زهر مار که هر روز هم بیشتر میشه و جلوی نفس تهران و می گیره تهران قحطی زده تهران فلک زده تهران مصیبت تهران آشغال تهران هرزه و .....

آقا اینهمه پول از کجا میاد هرچند این سوال من خیلی کلیشه ایه و همه هم جوابشو می دونن اما من یه دهاتی ام که خیلی سر از این چیزا در نمیارم فقط می شینم و غصه می خورم همین و بس حالا کی غصه مارو .... ؟ نمیدونم والا ....

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:18  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

آقا پدرمون دراومد تا ما به یکی حالی کنیم که یه فکر اساسی به حال فضاهای سبز داخل کوچه ها بکنن فقط چسبیدن به فضاهای سبز کنار اتوبانا و دارن ظاهر سازی می کنن ما جلوی خونه یه فضای سبز بزرگ داریم که به همت خودم درخت ها و گلهای زیادی داخل اون کاشتم که البته به دلیل نبود فرهنگ در کوچه ما این نهال ها و بوته ها و درخت های جوان هر روز زخم و زیلی می شوند این مطلب بماند مشکل بزرگ ما با شهرداری است با پیمانکارهای دزدی که استخدام کرده با کارگرهای افغانی بی سوادی که چیزی در مورد درخت و علف نمی دانند آقا یه نفرو می فرستن با یه دستگاه احمقانه که علف هارو هرس  کنه اونم میاد و با بی خیالی تمام هنگام هرس کردن علف ها می زنه تنه درخت هارو از بزرگ و کوچیک زخم و زیلی می کنه و می ره هر چی هم داد و بیداد می کنی اصلا براشون مهم نیست اونوقت من باید هفته ها حرص بخورم تا این درخت ترمیم بشه اما نمی شه فقط خشک می شه این هم بماند یه احمقی را می فرستن که علف های هرز رو هرس کنه گلهایی رو که کاشتیم و تازه هست رو به جای علف هرز می کنه و دور می ندازه فرق گل و بوته و علف هرز و نمیدونه خب اینا تقصیر کیه اونم با این وضعیت تبلیغات سیاسی که مدیران شهرداری بهش نیاز دارن واقعا .... ؟

الان هم بعد عید اصلا نیومدن یه ذره به این بینواها آب بدن بوته های شمشاد دارن خشک می شن نهالهایی که تازه کاشتیم دارن از بین میرن قربونشون برم نهالهایی هم که شهرداری در روز درختکاری میده که به درد عمه شون می خوره هیچ کدوم سبز نمی شن وقتی هم میری تو اداره های فضای سبز یه گلی بوته ای چیزی بگیری برای زنده نگه داشتن فضای سبزی که توی کوچه های بن بست غریب موندن چنان از بیت المال و پیمانکار حرف می زنن که اگه کسی ندونه فکر می کنه اصلا مدیرای این مملکت دزد نیستن اصلا پول حرام نمی خورن اصلا به فکر خودشون نیستن ... واقعا که .... ؟

وقتی هم زنگ می زنی و پیگیر می شی می گن آب کمه آب نداریم پس اینهمه آبی که توی پارک ها و فضاهای سبز کنار اتوبانها از صبح زود تا آخر شب بازه و هدر میره چیه اینهمه بارونی که خدا می فرسته و شما هنوز نمی تونین این آب هارو مهار کنین جایی ذخیره کنین چیه بابا یه کم کتر بدزدین یه کم کمتر لقمه حرام بخورین یه کم کمتر به فکر خودتون باشین همه چی حل می شه بخدا این درختها روز قیامت یقه مارو می گیرن میگی نه بمیر تا بفهمی

فضای سبزی که من ازش حرف می زنم تو خیابان هوانیروز خیابان گلناره .... آقا شمارو بخدا دست از این فضاهای سبز کناراتوبانها و پارک ها بردارین به مردم آموزش بدین امکانات بدین تا جلوی خونه هاشونو پر از فضای سبز بکنن این مهمتره به علی قسم .... آقا بخدا فضای تراس ها مهمتره ... پارک ها و فضاهای سبز کنار اتوبانها که فقط علف دارن و هر چند کیلومتر یه درخت تکراری توشون کاشته شده فقط آب رو هدر میدن و بس  فقط به درد کارگرهای تنبل می خوره که دل از روستا و زمین و هوای پاک کندن ، خاک بر سرشون ....

فدات

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:3  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 9:38  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

ازدحام مردم متعجب در کنار سطل زباله ای در خیابان پانزده خرداد مقابل پاساژ رضایی توجه عابران و رهگذران را به خود جلب کرد.

مردم ازدحام کننده با طنز و شوخی می گفتند که گوشت الاغ احتمالا در یکی از رستوران های شهر مصرف شده و کله آن به زباله دانی انداخته شده است.در نهایت ماموران شهر داری وارد عمل شده و کله الاغ را به همراه محتویات سطل زباله جمع آوری کردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 9:37  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 9:31  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

پخش مجموعه فيروزه از روز دوشنبه ساعت پنج و بيست و پنج دقيقه در شبكه دو سيما انجام مي شود روزهاي دوشنبه ، سه شنبه و چهارشنبه برنامه هاي مربوط به موضوع شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها پخش مي گردد .

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 11:17  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

بودا به دهی سفر كرد . زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد . بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد . كدخدای دهكده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : «این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید » بودا به كدخدا گفت : « یكی از دستانت را به من بده» كدخدا تعجب كرد و یكی از دستانش را در دستان بودا گذاشت . آنگاه بودا گفت : «حالا كف بزن» كدخدا بیشتر تعجب كرد و گفت: « هیچ كس نمی‌تواند با یك دست كف بزند» بودا لبخندی زد و پاسخ داد : «هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این كه مردان دهكده نیز هرزه باشند
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 14:1  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

اين مجموعه براي پخش از شبكه دوسيما توليد مي شود سه قسمت اول اين مجموعه آماده شده و در شب هاي شهادت بي بي دوعالم بانو فاطمه زهرا سلام الله عليها پخش مي گردد . قصه در يك كلاس درس در يك مدرسه راهنمايي مي گذرد .

تهيه كننده و كارگردان : محمد حسين صفري


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 13:51  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

کلاه قرمزی 91

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 9:33  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

حکایت دوم ...

 

پرده را انداخت

گفت : تازه خوابیده است رولکم ...

آفتاب اما از پشت پنجره آویزان بود .

....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 23:47  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 11:30  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

                                           واعظي پرسيد از فرزند خويش
    هيچ ميداني مسلماني به چيست
 
صدق و بي آزاري و خدمت به خلق   
هم عبادت هم كليد معنويست
گفت از اين معيار اندر شهر ما   
يك مسلمان هست آنهم ارمني ست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 11:18  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

در پستی مربوط به مطالب وبلاگم که در مورد زادگاهم بوده است به اشتباه نام معدن ذغال سنگ قشلاق را با عنوان معدن ذغال سنگ رودبارقشلاق نوشته بودم که گویا تعدادی از همولایتی های قشلاقی ام که خودشان را معرفی نکرده اند و در وبلاگ بنده نظر گذاشته و حقیر را مورد لطف و محبت خود قرار داده اند از این بابت ناراحت شده بودند که بنده  از این دوستان محترم عذر می خواهم در ادامه لازم می دانم مواردی را یادآوری بکنم اینکه دوستان در مورد نام معدن قشلاق تعصب دارند خوب و بجا است اما من از همین دوستان عزیز می پرسم که برای این معدن رنجور و بیمار چه کرده اند برای پاسداشت ایین ها و رسم و رسوم آبادیشان چه کرده اند برای آبادانی روستای در حال انقراضشان چه کاری انجام داده اند و همینطور برای معدن ذغال سنگ قشلاق که اینروزها آخرین نفس های خودش را بالا می کشد چه دردی را متحمل شده اند . دوستانی که بد نیست از بزرگان خود تحقیق کنند چه کسانی اولین کلنگ های این معدن مستاصل را زده اند و سفره بابرکتش را تا به امروز پهن نموده اند بد نیست این جوانان عزیز بدانند که کسی که اولین کلنگ های این معدن را به دل کوه زده است کسی جز صفربابو نبوده است . حالا این دوستان که مرا خوب می شناسند و از قدرت ، برتری و خلاقیت و هنر ناعادلانه بنده خوب آگاه هستند نظرشان را با زشت ترین کلمات آغشته و حتی حرمت روستایی شان را هم نگه نداشته اند برای این دوستان سوال بود که چرا من در زمینه هایی که تخصص ندارم مطلب می گذارم لازم به ذکر است که پست های تخصصی بنده مربوط به حرفه ام که هنر است می باشد در مورد معدن ذغال سنگ بنده نظر تخصصی نگذاشته ام در حد تکلیفی که داشته ام به رسالتم در مورد حمایت از معدنی که امروز گرفتار بخش خصوصی شده و در حال احتضار است پرداخته ام و این حرکت را نه تنها بر خودم که بر همه مردم روستاهای رودبار قشلاق معصوم آباد و ... واجب می دانم بخصوص برای جوان هایی که امروز هویت ، آیین و فرهنگ بومی خود را پشت تاریخ همین معدن جا گذاشته و به شهرها آمده و به روزمرگی مشغولند .

برای این دوست عزیز که در نظرشان فحاشی زیادی هم کرده بود و من مطمئنم حداقل اگر با بنده فامیل نباشد  لااقل همولایتی من که هست برایش سوالهایی در مورد مدرک دانشگاهی من پیش آمده بود که در اینجا برای روشن شدن این دوستان پاسخ می دهم حقیر مدرک کارشناسی کارگردانی ام را گرفته و در حال حاضر دانشجوی ارشد فلسفه هستم . و خدا را شاکرم که روز به روز در حال پیشرفت بوده و تاکنون از هیچ کس برای موفقیت هایم بخصوص مردم همین روستاهای مذکور کمکی نگرفته ام .

دوست عزیز بنده نه تنها نام خودشان را هم ذکر نکرده بودند بلکه آدرس ایمیلی هم گذاشته بودند که اشتباه بود و بنده به همین دلیل مجبور شدم این مطالب را که جوابیه ای برای این دوستان بزرگوار بود در وبلاگم بگذارم .

نوشتن برای من جذاب است بخصوص وقتی در مورد آیین ها و فرهنگ بومی ام و مردم روستایی باشد که اجداد من نیز از همین روستا هستند این دوست عزیز اگر کمی قبل از نوشتن خوب فکر می کرد حتما متوجه می شد که اجداد بنده نیز قشلاقی هستند و اگر تنها نام معدن قشلاق خوشحالشان می کند باشد دوباره می نویسم معدن ذغال سنگ قشلاق .......

از قدیم در همین روستاها ضرب المثلی بوده است که می گفتند عقل قزلباش از پشت سرش می آید و ....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 23:46  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

سال نهنگ بر دوستداران طبیعت ، محیط زیست و حمایت کنندگان از حیوانات وحشی و در حال انقراض مبارک باشد .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 23:26  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

در بخش عکس و فیلم از محمد حسین صفری در جشنواره ره آورد سرزمین نور در خرمشهر تقدیر شد .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 23:24  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

عکسهای محمد حسین صفری به بخش مسابقه جشنواره ره آورد سرزمین نور راه پیدا کرده و در فهرست نامزدها قرار دارند .
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 1:10  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

مديركل محيط زيست استان تهران درباره تصرف منطقه حفاظت شده جاجرود در مرز پارك ملي خجير به بهانه ساخت شهر جديد پرديس گفت: واگذاري حدود 7000 هكتار از اراضي حفاظت شده جاجرود به شهر پرديس در سال 76 انجام شده كه البته قرار است در ضلع جنوب شرقي منطقه حفاظت شده جاجرود عرصه‌اي به مساحت ۱۱ هزار و 762 هكتار به نام منطقه پاچالَك كه منطقه حفاظت شده نبوده است با منطقه مذكور معاوضه شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 11:18  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

فصل دیگری از مستند بلند پنبه در محله قدیمی گرگان ضبط گردید و گروه برای ضبط سکانسهای مربوط به کاغذ اسکناس راهی آمل شد اما با توجه به هماهنگی های به عمل آمده از یک ماه قبل مدیران کارخانه کاغذ اسکناس به دلیل ترس از ایجاد خلل در جایگاه مدیریتی شان اجازه تصویربرداری در داخل کارخانه را ندادند . از مستند بلند پنبه یکی دو سکانس دیگر باقی مانده است .

کارگردان : محمد حسین صفری


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 9:52  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

تصویربرداری بخش تحقیقات ماهیان خاویاری در استان گیلان در هفته گذشته انجام شد در این بخش ماهیان خاویاری مورد تست تعیین جنسیت قرار می گرفتند . به دلیل مواج بودن دریا تصویربرداری بخش صید ماهیان خاویاری به تعویق افتاد .

کارگردان : محمد حسین صفری

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 9:47  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   | 

پوستر فیلم محمد حسین صفری به بخش مسابقه جشنواره فیلم اترک راه پیدا کرد .

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 9:38  توسط Mohammad hossein safariکربلایی   |