شعر قزلرچخن از محمد حسین صفری

این سبزِ سر به اوجِ جنون، روستای ماست

این سرزمین، بهشتِ خدا در خیال ماست

آنا ببین، تمام دلم مانده پیش تو

در دستهای تو که پر از زخمه ی دعاست

........

* ادامه ی شعر محمد حسین صفری را از روستای مادری اش به صورت کامل در ادامه بخوانید

ادامه نوشته

سینما گورستان با تدوین محمد حسین صفری

سینما گورستان یک فیلم مستند کوتاه از سینماهای خاموش تهران به کارگردانی عباس صلحی است که تدوین این اثر بر عهده ی محمد حسین صفری بوده است فیلم را می توانید در آپارات دنبال کنید.

https://www.aparat.com/dashboard/videostat/thz872a

اکران فیلم کوتاه شیر به کارگردانی محمد حسین صفری

فیلم کوتاه شیر به تهیه کنندگی و کارگردانی محمد حسین صفری در بخش مسابقه ی جشنواره ملی فیلم اقوام ایرانی حضور دارد و در روز چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران اکران شد

نقد فیلم سینمایی تاوان توسط محمدحسين صفري

محمد حسین صفری‌

نقد فیلم سینمایی تاوان
“سینما فرصتی ست برای چند باره زیستن”.
فارغ از همه ی بحث های مرسوم در مقوله ی نقد نویسی برای یک فیلم سینمایی، قصد دارم در این نوشتار، به مولفه هایی بپردازم که در متن زندگی ما، در این روزگار وانفسا، بسیار کم شده اند، مولفه ی تاوان دادن برای عملی که در مسیر فضیلت های زندگی نکوهیده است برای هر مخاطبی چه باسواد، چه بیسواد، تعریف مشخص و یکسانی دارد، همه ی مردم دنیا به این موضوع تامل برانگیز، اعتقاد قلبی دارند و می دانند؛ آدمی اگر از چارچوب های اخلاقی و انسانی خود، خارج شود و مسیری پر از پلیدی را در پیش بگیرد در جایی از این زمین، در زمانی که چندان هم مشخص نیست تاوان کردار، رفتار و حتی گفتار یا نیت های ناجوانمردانه و غیر اخلاقی اش را خواهد داد، از اینرو عنوان “تاوان “ اولین عنصر جذب کننده ی مخاطب برای این اثر سینمایی است که با هوشمندی انتخاب شده است.

در این متن سینما نوشتار، آگاهانه از حوزه ی عناصر ساختاری عبور می کنیم و بیشتر روی محتوا متمرکز می شویم تا اشاراتی به مولفه هایی نظیر “ عشق ورزیدن، خانواده دوستی، غیرت ایرانی ، عبرت گرفتن ، پایبندی به عهد ، تاوان دادن برای زیاده خواهی ، حق طلبی، ساختن کشور و … “ داشته باشیم که در لایه های بینامتنی این فیلم می توان استخراج کرد و درباره ی هر کدام از این مولفه ها به طور مستقل، بسیار نوشت.

نقد فیلم سینمایی تاوان

نقد فیلم سینمایی تاوان

از یک مرد ایرانی حاضر در فیلم شروع می کنم که به نظر می رسد سال ها در خارج از کشور زندگی کرده و چندان هم نمی تواند راحت و روان به فارسی سخن بگوید اما علاقمند است که به زبان مادری حرف بزند و حتی به همسر خارجی خود نیز کلمات فارسی را بیاموزد کلماتی که شنیدنش حال ما را خوب می کند، توجه به زبان فارسی در حالی که در فیلم های دیگر، بازیگران، کارگردانان و یا در برخی موارد نویسندگان تلاش می کنند تا با کلماتی سخیف و شوخی هایی نازل یا معادل سازی های غیر مصوب در فرهنگ احترام برانگیز فارسی آلوده نمایند در فیلم تاوان قابل توجه و تقدیر است. مرد ایرانی که به خویشتن خویش باور دارد و در رویای خود به نجات جان انسان ها می اندیشد برای شرف خود می جنگد و به عنوان یک قهرمان، غیرت ایرانی خود را حفظ می کند و حتی در برخی موارد تلاش می کند به دشمنان خود نیز کمک کند تا راه نجات را بیابند و تن به کشتن ندهند.
مولفه ی دوست داشتن و دوست داشته شدن را نیز می توان با قلبی فراخ در محتوا و رفتار شخصیت های مثبت فیلم جستجو کرد و نمایش آن را در قصه به خوبی لمس کرد.

من تهرانی را در این فیلم می بینم که بسیار بسیار دوستش دارم تهرانی که زیباست، در قاب های زیبا به نمایش گذاشته می شود، باورپذیر است و انسان را به زندگی در این کلان شهر امیدوار می سازد کمتر فیلمی ساخته شده که تهران را به این زیبایی تصویر نماید و برای نمایش شکوه و جمال شهر، قاب هایی زیبا انتخاب نماید.
با اینکه دلم نمی خواهد و همانطور که در ابتدا اشاره کردم درباره ی مسائل فنی و هنری فیلم بنویسم اما دلم نمی آید اشاراتی که در ذهن دارم را نادیده بگیرم چه بسا اشاره به بخش های ساختاری در کنار لایه های بینامتنی اثر می توانند ما را به درک بهتری از محتوا یا مولفه های ذکر شده برسانند.

نقد فیلم سینمایی تاوان

نقد فیلم سینمایی تاوان

مثلا از موسیقی متن فیلم که همراه فیلم است نمی شود گذشت، حجم موسیقی با ترکیبی از اصوات و افکت های متناسب با صحنه های اکشن و رزمی، مخاطب را آزار نمی دهد و پا به پای تدوین مناسب با ریتمی که در خور میزانسن های فیلم است پیش می رود تا هیجان مخاطب تا پایان جنبش های تدارک دیده شده برای فیلم فروکش نکند.

در شروع فیلم با سکانسی طولانی از تلاش آتش نشانی و مجموعه ی قهرمانان آتش نشان برای نجات جان افراد گرفتار در آتش مواجه می شویم که به نظر می رسد همه ی عناصر آن درست چیده شده میزانسن های خوب، تصویربرداری مناسب، تدوینی با ریتم جذاب، صداها، رنگ ها، نور و اتفاقا بازی ها همگی در خدمت شکل گیری سکانسی هستند که یک آغاز و ورودی جذاب را برای فیلم تاوان ساخته و ماندگار می کنند و ما را در جایگاه مخاطب وادار می کنند تا دوباره عاشق آتش نشانانی شویم که ما را به مرزهای امنیت و آرامش رهنمون می سازند.

مشابه این سکانس را در چند بخش دیگر فیلم، باز هم می بینیم به عنوان مثال؛ بخش هایی از فیلم که در کشور سرد فنلاند فیلمبرداری شده است رنگ و نور عالی، فضای احساسی دلنشین، و حتی هیجان را در خود جای داده اند و اتفاقا در نقطه ی درستی از روایت جایگزین شده و به مخاطب فرصت نفس کشیدن در هوایی تازه را می دهد تا بتواند دوباره با یک انرژی مضاعف، موقعیت های رزمی و اکشن را دنبال کند در حالی که طعم دلچسب و حتی حسرت برانگیز سکانس های خانوادگی، عاشقانه و رمانتیک فنلاند را در ذهن دارد.

تصویری که از تهران در فیلم می بینیم در اینجا معنا پیدا می کند ما هیچ احساس نیازی برای آنکه تهران را به لحاظ جغرافیای شهری با فنلاند مقایسه کنیم در خود نمی بینیم تهران مصور شده در جهان فیلم تاوان، تهرانی است که باشکوه است و در حال پیشرفت.

نقد فیلم سینمایی تاوان

نقد فیلم سینمایی تاوان

پروداکشن فیلم به اندازه ی نیاز محتوایی که در قصه و‌ پرداخت به صحنه های رزمی تدارک دیده شده مناسب و قابل توجه است با اینکه هم کارگردان «رامین سهراب» و هم تهیه کننده ی فیلم «محسن صرافی»، تجربه ی اول خودشان را به صورت مستقل در بخش کارگردانی و تهیه کنندگی پیش برده اند اما در رسیدن به پروداکشن مورد نیاز فیلم خساستی به خرج نداده اند.
صدای پرواز همای با ترانه ی بسیار زیبای “یار مرا” با آهنگسازی خود پرواز همای بر روی شعری از حضرت مولانا، در لحظات پایانی فیلم که مبتنی بر احساس، پیروزی قهرمان، تجلی عشق و شکل گیری احساسی نوستالژیک، با حال و هوایی ایرانی است حس خوبی را در دل و جان مخاطبی که از دل موقعیت های پرتنش اکشن های رزمی و پر هیجان بیرون آمده است ته نشین می سازد ‌پیشنهاد می کنم عادت ندیدن تیتراژ پایانی فیلم ها را کنار بگذارید، راحت روی صندلی بنشینید، ته مانده ی پاپ کورن را به هم تعارف کنید و این بار، تیتراژ پایان تاوان را برای شنیدن ترانه ی خاطره انگیز پرواز همای، تا آخر ببینید تا ضمن آشنایی با ترکیب عوامل ایرانی و خارجی فیلم، لذت دو چندان ببرید. چرا که در بیرون از سالن سینما خبر خاصی نیست و همه چیز این روزگار پر از روزمرگی، به همان شکل قدیمی ست و چیزی به ناگهان تغییر نکرده است.

لازم است یادآوری کنیم که اگر نمونه های مشابه خارجی را در ذهنمان مرور کنیم متوجه می شویم در چنین فیلم هایی، با این ساختار روایی، فیلمنامه اهمیت چندانی ندارد و بواقع ساختار و فرم اکشن و مفرح بودن آن و یا لحظاتی که مبتنی بر موقعیت های هیجانی هستند مد نظر است از اینرو فیلم سینمایی «تاوان» در ژانر اکشن، با رویکرد رزمی، محصول مشترک ایران و فنلاند از این قاعده مستثنی نیست اکشن های ورزشی با تعریف عناصر آن، شامل بسیاری از جنبش ها می شود که اغلب غیرقابل پیش بینی هستند و ما در صحنه های رزمی و اکشن فیلم تاوان که به زیبایی هم طراحی شده و از عناصر موجود در محیط فیلمبرداری نیز مثل درختان، مصالح ساختمانی و … بهره می برد حرکات و جنبش های غیر قابل پیش بینی را داریم و به وضوح می بینیم.

فیلم اکشن، زیرشاخه های متنوعی دارد تاوان از نوع رزمی اش است و چندان هم نمی خواهد پر حادثه و خیابانی بوده باشد، تاوان، یکی از زیرشاخه های همین ژانر است که در آن یک یا چند قهرمان اصلی (سام و همسرش) با مجموعه‌ای از درگیری‌های فیزیکی، رزمی و … روبرو می‌شوند. قهرمان اصلی فیلم برای پیروزی، باید بر دشمنان خود غلبه پیدا کند و همین اتفاق هم می افتد؛ “سام” در پایان فیلم، علاوه بر پیروزی در جنگی که دو گروه زیاده خواه و قدرت طلب برعلیه او آغاز کرده اند چند فضیلت فراموش شده را در جامعه ی ما یادآوری می کند که در بخش پرداخت به مولفه های محتوایی فیلم، به آنها اشاره کردم.

دوران رشد فیلم‌های گونهٔ اکشن در نوع رزمی اش، بیشتر در دهه ۱۹۷۰ بوده است. در طول تاریخ این گونه از فیلم‌ها از “ بروس لی “ به عنوان نخستین بازیگری که باعث حرکت و محبوبیت آن شد یاد می کنند.

پشت صحنه فیلم سینمایی تاوان

پشت صحنه فیلم سینمایی تاوان

این ژانر به شدت تابع فرمول‌ها و مولفه‌های امتحان پس‌داده،‌ نزد‌ تماشاگران است. قهرمان در قصه با مجموعه‌ای از حوادث روبرو می‌شود که به نظر می رسد لبریز از خشونت و نیازمند قدرت فیزیکی هستند. در این‌گونه از فیلم‌ها تلاش‌ قهرمان برای پیروز شدن بر دشمن یا ضد قهرمان، محوریت و چارچوب فیلمنامه را برعهده دارد.
از مؤلفه‌های مرتبط با درام نویسی در این ژانر می‌توان به موقعیت‌هایی همراه با تهدید جانی قهرمان و یاران، دوستان یا خانواده اش ( مثل سام و همسر او )، همچنین حضور یک ضدقهرمان یا شخصیت منفی قدرتمند و شرور، و تعقیب و گریز یا مبارزه در سکانس‌های پایانی اشاره کرد که در آن معمولاً قهرمان فیلم، زنده و سربلند از این ورطه ی هولناک بیرون می‌آید.

هر فیلمنامه ای از نقطه ی شروع تا پایان تکامل می یابد و فیلمنامه های اکشن براساس حوادث فیزیکی گسترش می یابند. اساساً اغلب داستان ها، کشاکش انسان در برابر موانع گوناگون را نشان می دهند که در نهایت این موانع برداشته و در مسیر موفقیت، قهرمان با کشمکش هایی بیرونی مواجه می شود.
کشمکش بیرونی، مربوط به اکشن های فیزیکی است که در صحنه اتفاق می افتد. تیراندازی، مبارزه، تعقیب و گریز به انواع مختلف و هیجاناتی از این دست که مخاطب را سرگرم و همراه می سازد.
ما به خوبی می دانیم که مساله فقط فیلم ساختن نیست بلکه چگونه نگریستن به زندگی است و زندگی به قول سهراب سپهری؛ رسم خوشایندی دارد.

تاوان را فراموش نکنید، هر موفقیت و شکستی در زندگی تاوان دارد، از تاوان هایی که می پردازیم درس بگیریم و زیاده خواهی را کنار بگذاریم، عشق بورزیم و خیرخواه باشیم. مهم نیست کجای این زمین زیبا هستیم در فریزر فنلاند یا در گرمای تابستانی قلب بزرگ تهرانی که به توجه ما بعنوان یک شهروند اخلاق مدار، بیش از گذشته نیازمند است.

چاپ نقد فيلم مست عشق توسط محمدحسين صفري

چاپ نقد فیلم مست عشق به قلم محمد حسین صفری در روزنامه ثروت … به تاریخ امروز

انتشار کلیپی از محمد حسین صفری در آپارات

کلیپ دل دیوانه من را به کارگردانی محمد حسین صفری و با صدای پرواز همای در آپارات دنبال کنید

لینک

https://www.aparat.com/v/dbzi4n4

خرابی لانه زاغچه

در آپارات

https://www.aparat.com/v/mlnopy5

لینک ویدئو در آپارات

یک ویدئوی محیط زیستی دیگر از محمد حسین صفری در آپارات منتشر شد

فیلمنامه

اگر به دنبال فیلمنامه های بلند و کوتاه جذاب و هنری با رویکرد جشنواره ای هستید با محمد حسین صفری تماس بگیرید

bk_safari@yahoo.com

insta: @mohammad.hossein.safari

آثار محمد حسین صفری در فضای مجازی را دنبال کنید

https://www.linkedin.com/in/mohammad-hossein-safari-3a5016b9/overlay/about-this-profile/?lipi=urn%3Ali%3Apage%3Ad_flagship3_profile_view_base%3BM0XL2KwYTCSWc5LRRK%2B3zQ%3D%3D

محمد حسین صفری

بازیگر ( تئاتر و سینما و تلویزیون )، کارگردان، عکاس ، شاعر ، فیلمنامه نویس، فعال محیط زیست

محمد حسین صفری را در آپارات دنبال کنید

https://www.aparat.com/dashboard/videostat/T6fF8

شعرهای محمد حسین صفری با خوانش خود شاعر در آپارات

محمد حسین صفری در نمایش بوی سیب

محمد حسین صفری در نقش شمر در نمایش بوی سیب در محرم 1403 روی صحنه می رود

نقد فيلم مست عشق توسط محمدحسين صفري

محمد حسین صفریمحمد حسین صفری

بروزرسانی در 2 روز پیش

مطالعه: 6 دقیقه

نقد فیلم مست عشق

نقد فیلم مست عشق

نقد فیلم مست عشق به کارگردانی حسن فتحی و بازی بازیگران معروف ایران و ترکیه را در این پست آسمونی ببینید.

گفتمش در دل و جانی تو بگو من چه کنم؟
گفت نبض ضربانی، تو بگو من چه کنم؟

منتقد: محمد حسین صفری
اردیبهشت ۱۴۰۳

فیلم “ مست عشق “ به کارگردانی حسن فتحی را، از چند منظر هنری، ادبی، عرفانی و حتی نقد اسطوره ای می توانیم تحلیل و تفسیر کنیم، داستان فیلم را نیز می توان از منظر ادبی و ویژگی های منحصر به تاریخ ادبیات ایران بررسی و تفسیر کرد.

از فراق شمس دین افتاده ام در تنگنا
او مسیح روزگار و درد چشمم بی دوا

شهاب حسینی در مست عشق

اثر سینمایی مست عشق محصول مشترک ایران و ترکیه که فراز و نشیب زیادی را نیز تا به اکران پشت سر گذاشت نمی تواند کار قابل توجهی در کارنامه ی حسن فتحی به لحاظ کارگردانی بوده باشد فیلمنامه ای که فرهاد توحیدی با کمک حسن فتحی نوشته اند از منظر اقتباس قابل توجه و محل گفت ‌و گو است اما از نظر اصول و قواعد درام و ساختار فیلمنامه نویسی از بسیاری جهات قابل تامل می نماید که بایستی با تحلیل محتوا به مواردی که جای تامل بیشتری دارد بپردازیم.

قصه بیشتر متکی به یک حس ادبی ست، که حتی این احساس ادبی در فضای فیلم هم چندان زیبا ‌‌و چشم نواز متجلی نمی شود
پایان بندی فیلم مست عشق از منظر احساسی و کارگردانی خوشایند است حتی می توان آن را پایان باشکوهی برای این فیلم در نظر گرفت.

به نظر می رسد فیلم مست عشق نه از نظر فیلمنامه، نه از نظر کارگردانی و نه از نظر بازیگری، استانداردهای لازم را برای یک اثر سینمایی که متاثر از ادبیات مهم ایران و متکی به دو شخصیت برجسته ی ادبی و عرفانی تاریخ ادبیات ماست یعنی «شمس تبریزی و مولانا »، متاسفانه ندارد. شخصیت هایی که دست مایه ی بسیار خوبی به لحاظ محتوا و روایت و عناصر شخصیت پردازی در اختیار نویسنده قرار می دهند

تو نه چنانی که منم من نه چنانی که تویی
تو نه بر آنی که منم من نه بر آنم که تویی

طراحی صحنه و لباس مناسب است و به فضاسازی و باورپذیری آن برای جلب نظر مخاطب تا حدی کمک می کند اما این به تنهایی کافی نیست.

موسیقی متن فیلم گوش نواز و بسیار فراتر از خود فیلم است اگر موسیقی متن ساخته شده را از فیلم حذف کنیم فیلم مست عشق برای همراه ساختن مخاطب با مشکل بزرگی روبرو خواهد بود.

پارسا پیروزفر در مست عشق

اساسا در بخش بازیگری فارغ از بازی قابل توجه بازیگر ترکیه ای در نقش اسکندر، دو بازیگر برجسته و محترم سینمای ایران یعنی شهاب حسینی و پارسا پیروزفر نتوانسته اند حضور تاثیرگذار و بدیع یا شگفت انگیزی در فیلم داشته باشند.

گاه حالت های عرفانی شهاب حسینی به کاریکاتوری از تصاویری دم دستی می رسد که ما از شمس تبریزی در ذهنمان ساخته ایم او تلاش می کند راحت بازی کند اما ویژگی های عارفانه، سنگینی این شخصیت ، کمال رفتاری و گفتاری این کاراکتر نه در بازی و نه با کمک جلوه های بصری در نیامده و جلوه ی بیرونی پیدا نمی کند.

شهاب حسینی را نمی توان در قالب کاراکتر شمس تبریزی در حد کمال، دانش و جلالی که باید داشته باشد به راحتی پذیرفت .
پارسا فیروز فر نیز حضور برجسته ‌و ممتازی به لحاظ بداعت در نقش ندارد هر دو بازیگر بویژه پیروزفر در خوانش شعرهای این دو شاعر بزرگ، چندان جذاب و قوی ظهور نمی کنند، برای طراحی شخصیت هایی از ایندست، بایستی بازیگری حضور پیدا می کرد که هم به لحاظ سن و سال و هم صدا و خوانش ادبی اشعار و بسیاری از عناصر دیگر برجستگی های قابل توجهی داشته باشند اما متاسفانه در بستر هنری فیلم این اتفاق نمی افتد اگر چه برای مخاطب تینیجر امروزی شاید از جهاتی جذاب بوده باشد؛ مثلا برای خاطر تماشای تصویری که در ذهنش از این دو شخصیت برجسته ندارد یا مطالعاتی که در این حوزه نداشته است به دیدن فیلم در یک جا بنشیند. اتفاقا من فیلم را در سینمای شماره ده ایرانمال همراه با دو نوجوان امروزی که از نزدیکان من و سماع گر بسیار متبحری هستند به تماشا نشستم، بارها در لحظات مختلفی از فیلم، حواسم را به دو نوجوان همراهم معطوف کردم تا واکنش آنها را بسنجم، از شوخی ها و گفتگوی آن دو عزیز متوجه شدم چندان با قصه و فضای فیلم ارتباط برقرار نکرده اند از اینرو می شود گفت فیلم مست عشق شاید برای نسل خاصی از مخاطبان آن هم به لحاظ محتوا، جذاب بوده باشد نسلی که بیشتر با اشعار و حال و هوای عرفانی حضرت شمس و حضرت مولانا ‌دمخور است.

حسام منظور در مست عشق


ماییم که از باده ی بی جام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم

از نظر کارگردانی نیز اتفاق خاصی در فرم و ساختار فیلم و وجوه کارگردانی و هنری اثر به لحاظ تاریخی به چشم نمی خورد حتی فیلم در بسیاری از صحنه ها ویژگی های سینمایی خود را از دست داده و به فرم تلویزیونی نزدیک می شود.

تدوین فیلم مست عشق در بسیاری از صحنه ها آزار دهنده عمل می کند روایت غیرخطی، بر هم ریختن صحنه ها، زمان روایت و همچنین استفاده از صداهای خارج از قاب به فرم اثر نه تنها کمکی نمی کند بلکه همراهی مخاطب را از فیلم و روایت اصلی آن می‌گیرد. چنین فیلمی یا چنین داستانی با چنین شخصیت هایی قطعا یک تدوین ساده و سر راست تری را طلب می کند تا احساس فیلم و فضای عرفانی شخصیت ها بیشتر جلوه گری نماید.

هانده ارچل در مست عشق

اینکه فیلم در کشور ترکیه تولید شده است و از بازیگران ترکیه ای در فیلم بهره می برد جای تامل بسیار دارد نه مولانا به زبان ترکی شعر می سراید نه شمس تبریزی، دو بازیگر ایرانی در فیلم، به زبان فارسی (پارسی) سخن می گویند و اشعار فارسی می خوانند اما بازیگران ترکیه ای بایستی به زبان خودشان سخن بگویند و در بسیاری از موقعیت ها بایستی اشعار مولانا را در پاسخ بسیاری از صحبت هایشان بشنوند و بپذیرند و درک کنند و همراهی نمایند و اتفاقا واکنش نشان بدهند.

این تناقض آشکار و این ترکیب نامتجانس، ذهن مرا در جایگاه مخاطب بسیار درگیر و آشفته ساخته است حتی فضای تکرار شونده‌ی قونیه و شناخت ضمنی ما از آنچه در تاریخ موجود است کمکی به باورپذیری صحنه ها، برخورد و گفت و گوی آدم ها نمی کند بخش زیادی از فیلم در فضاهای بسته گرفته شده است که می توانست در ایران و با حضور کامل بازیگران ایرانی در یک دکور مشخص شکل بگیرد و به انسجام، یکدستی فرهنگی و باورپذیری بیشتری بیانجامد.

کدام دانه فرو رفت در زمین که نرست
چرا به دانه انسانت این گمان باشد

ابراهیم چلیکول در نقش اسکندر

فیلم در بخش روایت، دوپاره پیش می رود پاره ای از فیلم به رابطه ی مولانا و شمس می پردازد و پاره ی دیگری از فیلم به شخصیت اسکندر ، ایاز و مریم اختصاص دارد و اتفاقا بخش های جذاب و سینمایی اثر مربوط به کاراکتر اسکندر، ایاز و مریم می شود اما ‌در بخش های مربوط به شخصیت های شمس تبریزی و مولانا نه قصه، نه روایت، نه خرده داستان ها و نه گفتگوها ، هیچکدام به عناصر سینمایی اثر، کمال و جلوه ای نمی بخشند و این بخش ها به یک فرم تله تئاتری یا تلویزیونی بسیار نزدیک می شود. لازم به یادآوری است که اصطلاح تلویزیونی در این بخش نبایستی منفی تلقی شود صرفا به جهت آشنایی ذهن مخاطب از تعاریف فرم و ساختار از این اصطلاح بهره گرفته می شود.

فیلم مست عشق اگر در ایران تولید می شد به مراتب در بسیاری از موارد بهتر از آنچه که در حال حاضر در کلیت فیلم موجود است شکل می گرفت و قطعا فیلم دوست داشتنی تر و ماندگار تری از هر نظر می شد.
ما در قبال ادبیات ایران و شخصیت های برجسته ادبی تکلیف یا وظیفه سنگینی داریم بایستی در مواجهه با شخصیت های برجسته ای همچون شمس تبریزی و حضرت مولانا با احتیاط بیشتر و تحقیقات گسترده تر یا عمیق تری عمل نموده ‌و حرکت نماییم تا به گستره ی وسیع و پرفروغ ادبیات ایران ثمره ی بیشتری ببخشیم و در معرفی و شناخت درست چنین شخصیت هایی برای نسل پیش رو ، آگاهانه تر و قدرتمندانه تر پیش برویم.

زاهد بودم، ترانه گویم کردی
سر حلقه ی بزم و باده جویم کردی
سجاده نشین با وقاری بودم
بازیچه‌ی کودکان کویم کردی

منتقد: محمد حسین صفری
اردیبهشت ۱۴۰۳

بازي محمدحسين صفري در فيلم تصنيف صدف

فیلم تصنیف صدف با بازیگری محمد حسین صفری به اکران رسید

اشعار محمدحسين صفري در كتاب طوفان‌الاقصي

محمدحسين صفري

تست لباس

نمايشگاه بهار طوفان‌الاقصي از اشعار محمدحسين صفري

كانون فرهنگي هنر دانشگاه آزاد اسلامي بجنورد اقدام به برپايي نمايشگاه بهار طوفان‌الاقصي از اشعار و هايكوهاي محمدحسين صفري كرد. اين نمايشگاه با حضور 5 هنرمند و در رشته‌هاي خوشنويسي و نقاشي در محل خانه فرهنگ و هنر دانشگاه آزاد اسلامي بجنورد از 25 فروردين الي 1 ارديبهشت برگزار شد.

افتخاري ديگر از محمدحسين صفري

فیلمنامه مستند “پای برهنه” به نویسندگی محمد حسین صفری برگزیده جشنواره رویداد روایت شهر در مشهد شد.

اپرت موسي و شبان با بازي محمدحسين صفري

محمد حسین صفری در اپرت موسی و شبان با پرواز همای و حامد فقیهی