خطوط بی آرتی تهران چه می کنند ...؟

در خطوط بی آر تی تهران مسابقات رالی بین رانندگان اتوبوس برقرار می شود مخصوصا در خط ولیعصر اتوبوس ها برای سبقت گرفتن از همدیگر چه کارهای عجیبی که نمی کنند دو روز متوالی است که در این خط تصادف می بینم تصادف اول که در روز یک شنبه منجر به مرگ یک جوان شد و تصادف دوم در صبح روز دوشنبه که دختر جوانی را به صورت افقی روانه بیمارستان کرد نمی دانم چرا به رانندگان اتوبوس های واحد شهری  اخلاق رانندگی تدریس نمی شود چرا از آنها گزینش درستی به عمل نمی آید چرا مردم برای به دست آوردن یه دویست تومنی ناقابل باید دست به اعمال عجیب و غریب بزنند و با جان مردم بازی کنند ...

خب واقعیت اینه که ما در عرصه های مختلف شغلی آدمهای بی فرهنگ و بی ادب و شارلاتان زیاد داریم که احتیاج به آموزش های اساسی دارند اما متاسفانه در کشور ما هیچ وقت نشده قبل از راه انداختن یک پروژه ای اول به فکر فرهنگ سازی در زمینه های مختلف باشند ....

خدا به داد روزهای بعد ما برسد .... ما که وصیتمان را خیلی وقت است نوشته ایم . و خودمان را وقف مردم کرده ایم .

در باره برنامه نشانی های ساده

مجموعه مستند نشانی های ساده پس از پخش دو قسمت از مجموعه با حذفیات ناجوانمردانه و غیر کارشناسانه مسئولین پخش شبکه دو سیما به دلیل رابطه نامطلوب شبکه با سازمان اوقاف متوقف شد در حالی که سازمان صدا و سیما به شدت با مشکل مالی دست و پنجه نرم می کند رفتار شکه با برنامه های مشارکتی از ایندست و با توجه به اهمیت موضوع وقف در جامعه جای تامل دارد .

کاش من یک پلیس نبودم

کاش می شد پلیسهای رها شده در خیابانهای کشور را از نظر اخلاقی ، تربیتی ، ادب و احترام و حتی قوانین راهنمایی و رانندگی آموزش بدهند کاش می شد برای یک بار هم که شده پلیس بااخلاقی را در خیابانها دید ، کاش می شد پلیس های کشور همه مردم را درون اتومبیلهایشان به چشم خلافکار ، دزد ، قاتل ، جنایتکار و یا گناهکار نگاه نکنند ، کاش می شد دفترچه های جریمه را از دست پلیس های کشور می گرفتند و بجای نوشتن های بی مورد قبض های جریمه به آنها یاد می دادند که چگونه با رانندگان برخورد نمایند کاش می شد همه پلیس ها خوش تیپ باشند تمیز باشند مرتب باشند آدم باشند و ...

ای کاش ....

بی خیال مهم این است که من هیچ وقت ارزو نکردم کاش یک پلیس بودم .

اتفاقات عجیب برای برنامه فیروزه در مرحله پخش

با آنکه مجموعه برنامه تلویزیونی فیروزه برنامه ای یک ساله مصوب گروه معارف شبکه دو سیماست و مدتهاست که در مناسبتهای مختلف با موضوعات متنوع و ساختاری بدیع برای نوجوانان روی آنتن می رود هنوز نتوانسته است پس از پخش اینهمه برنامه تولیدی ، کنداکتور پخش ثابت و قابل توجهی بگیرد با وجود معارفی بودن برنامه و تولید پنج قسمت برای شبهای قدر ،  قبل از ماه مبارک رمضان و تحویل به موقع به پخش ، ساعتی که برای پخش برنامه ای که بیشتر مواقع حوالی ساعت پنج بعد از ظهر پخش می شده است اکنون این برنامه در ساعت نه صبح پخش می شود در زمانی که می شود گفت مخاطبان برنامه شاید به تعداد انگشتان دست هم نرسد آنچه که بسیار قابل تامل است اهمیت ندادن به برنامه هایی با رویکرد معارفی و مناسبتی از سوی خود رسانه است در حالی که جامعه امروز بیش از هر چیز به برنامه هایی از ایندست نیاز دارد و متاسفانه رسانه ملی بیشتر وقت و هزینه خود را صرف سریالهایی به ظاهر معارفی اما عمیقا دچار اشکالات محتوایی و برنامه های ورزشی می کند .

ادامه نوشته

معدن ذغال سنگ قشلاق

در پستی مربوط به مطالب وبلاگم که در مورد زادگاهم بوده است به اشتباه نام معدن ذغال سنگ قشلاق را با عنوان معدن ذغال سنگ رودبارقشلاق نوشته بودم که گویا تعدادی از همولایتی های قشلاقی ام که خودشان را معرفی نکرده اند و در وبلاگ بنده نظر گذاشته و حقیر را مورد لطف و محبت خود قرار داده اند از این بابت ناراحت شده بودند که بنده  از این دوستان محترم عذر می خواهم در ادامه لازم می دانم مواردی را یادآوری بکنم اینکه دوستان در مورد نام معدن قشلاق تعصب دارند خوب و بجا است اما من از همین دوستان عزیز می پرسم که برای این معدن رنجور و بیمار چه کرده اند برای پاسداشت ایین ها و رسم و رسوم آبادیشان چه کرده اند برای آبادانی روستای در حال انقراضشان چه کاری انجام داده اند و همینطور برای معدن ذغال سنگ قشلاق که اینروزها آخرین نفس های خودش را بالا می کشد چه دردی را متحمل شده اند . دوستانی که بد نیست از بزرگان خود تحقیق کنند چه کسانی اولین کلنگ های این معدن مستاصل را زده اند و سفره بابرکتش را تا به امروز پهن نموده اند بد نیست این جوانان عزیز بدانند که کسی که اولین کلنگ های این معدن را به دل کوه زده است کسی جز صفربابو نبوده است . حالا این دوستان که مرا خوب می شناسند و از قدرت ، برتری و خلاقیت و هنر ناعادلانه بنده خوب آگاه هستند نظرشان را با زشت ترین کلمات آغشته و حتی حرمت روستایی شان را هم نگه نداشته اند برای این دوستان سوال بود که چرا من در زمینه هایی که تخصص ندارم مطلب می گذارم لازم به ذکر است که پست های تخصصی بنده مربوط به حرفه ام که هنر است می باشد در مورد معدن ذغال سنگ بنده نظر تخصصی نگذاشته ام در حد تکلیفی که داشته ام به رسالتم در مورد حمایت از معدنی که امروز گرفتار بخش خصوصی شده و در حال احتضار است پرداخته ام و این حرکت را نه تنها بر خودم که بر همه مردم روستاهای رودبار قشلاق معصوم آباد و ... واجب می دانم بخصوص برای جوان هایی که امروز هویت ، آیین و فرهنگ بومی خود را پشت تاریخ همین معدن جا گذاشته و به شهرها آمده و به روزمرگی مشغولند .

برای این دوست عزیز که در نظرشان فحاشی زیادی هم کرده بود و من مطمئنم حداقل اگر با بنده فامیل نباشد  لااقل همولایتی من که هست برایش سوالهایی در مورد مدرک دانشگاهی من پیش آمده بود که در اینجا برای روشن شدن این دوستان پاسخ می دهم حقیر مدرک کارشناسی کارگردانی ام را گرفته و در حال حاضر دانشجوی ارشد فلسفه هستم . و خدا را شاکرم که روز به روز در حال پیشرفت بوده و تاکنون از هیچ کس برای موفقیت هایم بخصوص مردم همین روستاهای مذکور کمکی نگرفته ام .

دوست عزیز بنده نه تنها نام خودشان را هم ذکر نکرده بودند بلکه آدرس ایمیلی هم گذاشته بودند که اشتباه بود و بنده به همین دلیل مجبور شدم این مطالب را که جوابیه ای برای این دوستان بزرگوار بود در وبلاگم بگذارم .

نوشتن برای من جذاب است بخصوص وقتی در مورد آیین ها و فرهنگ بومی ام و مردم روستایی باشد که اجداد من نیز از همین روستا هستند این دوست عزیز اگر کمی قبل از نوشتن خوب فکر می کرد حتما متوجه می شد که اجداد بنده نیز قشلاقی هستند و اگر تنها نام معدن قشلاق خوشحالشان می کند باشد دوباره می نویسم معدن ذغال سنگ قشلاق .......

از قدیم در همین روستاها ضرب المثلی بوده است که می گفتند عقل قزلباش از پشت سرش می آید و ....

ما بچه های کارتون های سیاه و سفید بودیم

ما بچه های کارتون های سیاه و سفید بودیم 
کارتونهایی که بچه یتیم ها قهرمانهایش بودند 
ما پولهایمان را می ریختیم توی قلک های نارنجکی و می فرستادیم جبهه 
دهه های فجر مدرسه هایمان را تزئین می کردیم 
توی روزنامه دیواری هایمان امام را دوست داشتیم 
آدمهای لباس سبز ریش بلند قهرمان هایمان بودند 
آنروزها هیچکدامشان شکمهای قلمبه نداشتند 
و عراقی های شکم قلمبه را که می کشتند توی سینما برایشان سوت می زدیم 
شهید که می آوردند زار زار گریه می کردیم 
ادامه نوشته

متاسفانه امروزه به دلایل مختلف و برخی ناهنجاری فرهنگی شنیده می‌شود که در مواردی جزئی شاهد روابط بین زنان متاهل با پسران و یا مردان متاهل هستیم که این روابط بسیار آسیب زا و مخرب است.برای اینکه در جامعه زنان آسیب نبینند و برای حفظ حریم خانواده بیشتر خانواده‌ها باید آموزش ببینند. آموزش‌هایی از طریق رسانه‌های گروهی، تلویزیون، رادیو و… باید صورت گیرد و این افراد باید متوجه شوند که چنین مسائلی چقدر می‌تواند هم در آینده خود و هم آینده فرزندان، آسیب جدی وارد کند.
ادامه نوشته

امان از دست تهیه کننده های ایرانی

البته اگر بشود نام تهیه کننده را برازنده شان دانست .... ؟

ادامه نوشته

نماد گرایی در سینما

ادامه نوشته

داستانهای امروز تجاوز

این هم از روزگار استان من ....

دردناکترین اتفاقات اینروزها در مورد زنان اتفاق می افتد و آدمهای روستایی دارند به چهره دیگری از خود که مال آنها نیست صورتی زشت و ناجوانمردانه می بخشند ...

ادامه نوشته

شهر ظاهرا کلانتر دارد

هی چه خبره شب می خوابی  ...
ادامه نوشته

سرنوشت لباس تیم ملی ايران در گذر زمان

ادامه نوشته

اعتراض کارگردان به پخش نامناسب فیلم مستند بلند مینوتا

قلع و قمع فیلم مستند بلند مینوتا در تلویزیون به بهانه پخش مجدد آن  

مجموعه مستند بلند مینوتا که چندی پیش از شبکه دوم سیما در یک عصر جمعه روی آنتن رفته بود صبح روزهای پنج شنبه و جمعه ای که گذشت در حالی از شبکه چهار سیما شبکه مربوط به فرهیختگان، پخش گردید که  فیلم به دو قسمت نیم ساعته تقسیم شده  و بخش زیادی از صحنه های مهم آن نیز حذف گردیده بود .

این اتفاق در حالی روی داده است که متاسفانه کسانی که اقدام به این حذف و تقسیم کرده اند به دلیل عدم درک درست از ویژگی های  مستند بلند و شکل روایی مینوتا که به هم پیوسته است و قابل تقسیم شدن به دو قسمت نیست بدون اجازه و اطلاع کتبی یا شفاهی تهیه کننده و کارگردان این اشتباه فاحش را ا نجام داده اند .

به نظر می آید هنوز مستند بلند تعریف و جایگاه واقعی خود را در رسانه ملی پیدا نکرده است مستند مینوتا از یک قالب روایی به هم پیوسته برخوردار است که خط سیری داستانی دارد و حذف برخی صحنه ها به موضوع فیلم لطمه وارد می کند و درک نشانه شناختی فیلم را از سوی مخاطب با مشکل مواجه می سازد و تقسیم یک مستند بلند روایی به هم پیوسته به لحاظ موضوع به دو قسمت کوتاه ، هر قسمت را بدون نتیجه و سر و شکل خاص رها کرده به زیبائی کلی ساختار لطمه وارد می کند و مخاطب را ازار می دهد .

 از جمله اشتباهات دیگر پخش شبکه در درج عنوان و موضوع فیلم این بوده است که اپیزود اول مستند بلند مینوتا با موضوع تالاب های بین المللی است اما پخش شبکه موضوع آن را پارک ملی گلستان حک نموده که این موضوع مربوط به اپیزود دوم این مجموعه به کارگردانی محمد حسین صفری می باشد .

همه این اتفاقات عجیب در حالی رخ می دهد که فیلم فوق با همان تایم 74 دقیقه از شبکه دوم سیما پخش شده در جشنواره سینما حقیقت در سینمافلسطین اکران شده از شبکه های استانی نیز پخش گردیده و در جشنواره رسانه و محیط زیست و حتی در جشنواره سیمای استانها نیز با همین تایم حضور داشته است و به بسیاری از شبکه های معتبر خارج از کشور نیز د ر بازار بین الملل فروخته شده است .

سوال اساسی اینجاست چرا رسانه ملی بدون توجه به این موارد ، اخلاق حرفه ای را به دلیل عدم آگاهی برخی از مدیران ناآشنا و بخصوص اپراتورهای بخش تدوین و اصلاح پخش به ساختارهای فیلمسازی نادیده گرفته می شود و تنها به جهت پر شدن کنداکتور پخش شبکه و بنا بر مصلحت های مدیریتی ، آثار شاخصی نظیر مینوتا که به نوعی جزو اولین مستند های بلند علمی تحقیقی در خصوص محیط زیست کشور است بدون حضور خالق اثر یعنی کارگردان و تهیه کننده قلع و قمع شده و در زمان نامناسبی نیز پخش می شود و کسی هم پاسخگو نیست ، تنها سالهاست که نشسته اند و فقر سینمای مستند در ایران را فریاد می کنند .

لازم به ذکر است که اپیزود سوم مجموعه مینوتا با عنوان کاسپین از یک ماه پیش روی دریای خزر بر عرشه کشتی تحقیقاتی شیلات کلید خورده و تصویربرداری آن در فصل های متناوب سال در دو بخش زیر آب و روی آب تا سال 90 ادامه دارد .

 

                                                                                  با تشکر فراوان و احترام

                                                             محمد حسین صفری کارگردان مجموعه 3 اپیزودی و بلند مینوتا

حذف بخش مستند و فیلم کوتاه از جشنواره فیلم فجر يك فاجعه‌ بزرگ براي صنعت سينماي ايران است

آیا به نظر شما این دزدی نیست ؟

چند روز است که دو موتور سوار پلیس را در کوچه پس کوچه های ولیعصر می بینم که می چرخند و برگه های جریمه را روی شیشه اتومبیل های بی گناهی می گذارند که صاحبشان بی خبر از همه جا در گوشه ای پارک کرده و به اداره اشان رفته اند تا لقمه نانی برای خانواده  ببرند غافل از اینکه روزی همان روز آنها باید صرف برگه های جریمه ای شود که پلیس دزدکی در کوچه ها روی ماشینشان می گذارد . واقعا پلیس این همه درآمد را صرف چه چیزی می کند ؟ و در عوض پلیسهای سر چهارراهها بیکار در گوشه ای کز کرده اند و حتی حوصله ترافیک و چراغ راهنمایشان را هم ندارند ....؟ به نظر می آید طولی نمی کشد که همین روزها نفس کشیدن نیز در سبد خانوارها سهمیه بندی شده و افرادی مثل همین پلیسها و پارک بانها به سراغمان می آیند و کرایه حجم نفسهایی را که کشیده ایم را بی ادبانه از ما می گیرند . و این در حالی است که خداوند زمین ، خاک ، هوا و طبیعت را با تمام موهبت های طبیعی اش برای انسانی آفرید که قرار بود آزاد زندگی کند اما همه چیز حتی روح و احساس و ایمان آدمی را امروز به اسم سیاست و قانون خرید و فروش می کنند آدمهایی که خود را خدایان زمینی می پندارند .

بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران

جشنواره ای با تجربه های متفاوت ....

ادامه نوشته

چندی در مورد گزارشگران و خبرنگاران امروز رسانه ملی

نکته قابل تامل که بسیار هم مهم است توجه و پرداخت و نگاه جدی به گزارشگران امروز رسانه ملی است خودنمایی ، ادا و اطوار ، تکرار ، دور شدن از اصل خبر و گزارش و محتوا ، توجه سلیقه ای به ساختار و نوع اجرا ، و ... از عناصر اجرای این گزارشگران شده است در بسیاری از خبرها و گزارش های شبکه خبر و بیست و سی این موارد دیده می شود گزارشگران بیشتر سعی می کنند خود را مطرح نمایند بی احترامی به مخاطب و عدم رعایت شان و منزلت رسانه یک اپیدمی شده است آنها به تکرار دامن می زنند معمولا بی سوادند و با ادا و اطوار ضعف های کلامی و محتوائی خود را می پوشانند جملات کوتاه می گویند و بیشتر متکی به تدوین هستند تا آنها را خوب جلوه نماید در واقع از فصاحت دورند و نیازمند ابزار تدوین ... آنها که به نوعی ویترین رسانه ملی محسوب می شوند بایستی پالایش گردند و حضورشان که در بسیاری از گزارش ها نیز ضروری نیست به لحاظ تصویری کمتر شوند چرا که تمرکز مخاطب را به هم می زنند و موضوع را ضایع می کنند و رفتار غلط روابط عمومی را ترویج می دهند به نوعی پررویی بی ادبانه را ....

چندی در مورد گزارشگران و خبرنگاران امروز رسانه ملی

نکته قابل تامل که بسیار هم مهم است توجه و پرداخت و نگاه جدی به گزارشگران امروز رسانه ملی است خودنمایی ، ادا و اطوار ، تکرار ، دور شدن از اصل خبر و گزارش و محتوا ، توجه سلیقه ای به ساختار و نوع اجرا ، و ... از عناصر اجرای این گزارشگران شده است در بسیاری از خبرها و گزارش های شبکه خبر و بیست و سی این موارد دیده می شود گزارشگران بیشتر سعی می کنند خود را مطرح نمایند بی احترامی به مخاطب و عدم رعایت شان و منزلت رسانه یک اپیدمی شده است آنها به تکرار دامن می زنند معمولا بی سوادند و با ادا و اطوار ضعف های کلامی و محتوائی خود را می پوشانند جملات کوتاه می گویند و بیشتر متکی به تدوین هستند تا آنها را خوب جلوه نماید در واقع از فصاحت دورند و نیازمند ابزار تدوین ... آنها که به نوعی ویترین رسانه ملی محسوب می شوند بایستی پالایش گردند و حضورشان که در بسیاری از گزارش ها نیز ضروری نیست به لحاظ تصویری کمتر شوند چرا که تمرکز مخاطب را به هم می زنند و موضوع را ضایع می کنند و رفتار غلط روابط عمومی را ترویج می دهند به نوعی پررویی بی ادبانه را ....

مرگ فرهنگ بومی در پی پخش فیلم های تامینی در مراکز

در جمعه ای که گذشت تمام مراکز استانی صدا و سیما فیلم سینمایی شمشیر شمشیرها را که تولید کشور چین است پخش کردند  این فیلم قصه شمشیری سحر آمیز است که در حدود هزار سال پیش ، از بهترین آلیاژ ساخته شده است و سرنوشت کشور و رفاه مردم به این شمشیر بستگی دارد بربرها در صدد به دست آوردن آن هستند جوانی مامور می شود تا آن را به دست پادشاه جوان برساند .

این فیلم برداشتی از افسانه های کشور چین است افسانه هایی که چندان هم به فرهنگ ما نزدیک نیست افسانه ای غیر قابل باور و بسیار غلو شده و البته با رویکردی انسانی که به شدت مخاطب امروز را تحت تاثیر قرار می دهد .

آنچه که قابل تامل است عدم پرداخت به افسانه های ایرانی در رسانه ملی است افسانه های کشور های بیگانه به دلیل خوش ساخت بودن فیلم ها به شدت در مخاطب جوان امروز تاثیر گذاشته و در اذهان بیننده جوان حک می شود چرا که دنیای امروز خالی از این افسانه ، آیین ها و سنت هاست و مخاطب جوان نیز تشنه ی دریافت این نوع از روایت سینمایی است .

رویکرد رسانه ملی در تامین فیلم های سینمایی متناسب با فرهنگ بومی و ذائقه مخاطب استانهای مختلف کشور نیست پخش یک فیلم در همه مراکز استانی چندان آگاهانه و کارشناسی شده به نظر نمیرسد آنچه که بسیار مهم و قابل توجه است فیلم هایی از ایندست با جذابیت های داستانی و بصری زیاد به مرور باعث از بین رفتن فرهنگ و آیین ها و افسانه های بومی شده و باعث جایگزینی افسانه های بیگانه در فرهنگ و ادبیات ملی و بومی کشور ایران اسلامی می گردد که قطعا جزو اهداف و سیاست های تامینی رسانه ملی و حتی نظام اسلامی نیز نبوده و نیست .

پس شایسته است در این زمینه تاملی جدی صورت بگیرد و انتخاب فیلم های تامینی قدری آگاهانه تر صورت بگیرد .

گزارشی از جشنواره فیلم کوتاه اروند

اسفند 1388 آبادان ، اهواز

جشنواره های منطقه ای فیلم کوتاه با هدف کشف استعدادهای جوان در استانهای کشور به صورت منطقه ای و با حضور چند استان برگزار می شود که یکی از این جشنواره های منطقه ای از دهم تا سیزدهم اسفند در آبادان برگزار گردید . بخش اجرائی جشنواره بر عهده ی آبادانی ها و بخش مقدماتی آن نیز در دست اهوازی ها بوده است .

نکات قابل تاملی در این جشنواره وجود دارد که می تواند دست مایه اجرائی بسیاری از جشنواره های کشور باشد از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد :

 

ادامه نوشته

یارانه ها

آقا توروخدا یکی به ما هم بگه چه خبره ؟

ادامه نوشته

نشانه‌های تصويری و ادراك بصری


 
ادامه نوشته

هالیوود

هالیوود و اهانتی جدید به ایران هالیوود و اهانتی جدید به ایران
گزارش از فیلمی با بازی صیاد و آغداشلو

ارائه ي نظر از طرف شما

عنوان وب قرار است به خانه ي آفرينش تغيير نمايد نظر شما در اين رابطه چيست ؟

در ارتباط با ساختار و محتواي وب لطفا نظرات سازنده ي خود را بفرمائيد

با احترام و سپاس ويژه ....

نظرات شما در باب اكران فيلمهاي كوتاه



مهر
 
نظر شما چیست ؟

نظر شما در خصوص راه اندازی مرکز نمایش فیلم کوتاه با عنوان سینمافردا چیست ؟
نظر شما چیست ؟

نظر شما در خصوص نمایش فیلم کوتاه در سینما چیست؟

 
 
 
   
   
 
 
 
 
 
 
۱۳ ۲۳ مهر ۱۳۸۷
محمد حسين صفري
فيلم كوتاه از قابليت هاي فراواني برخوردار ...
ادامه نوشته

دعوت به مراسم سقط جنین‌

تازه‌ترین فیلم ابراهیم حاتمی‌كیا از هر نظر متفاوت است؛ تفاوتی
 
ادامه نوشته

تاملی در مقوله نقد فیلم‌

خوشبختانه یا متاسفانه، نقدنویسی فی‌نفسه قابلیت دارد كه به سود پسند نویسنده، همه متریال لازم را برای نوشتن در اختیارش قرار دهد. درباره بدترین‌های تاریخ سینما هم می‌توان مفصل و با آب و تاب نوشت و در كمال رعایت اصول علمی نقدنویسی، وجوه مضمونی و ساختاریشان را ستود.
ادامه مطلب را بخوانيد
.

ادامه نوشته