برای استاد کیارستمی بزرگ
(زندگی و دیگر هیچ)... در دل هیاهوها
(طعم بوسه ی گیلاس)… در خیال کندوها
(خانه ات کجا ای دوست؟) در کجای این شهر است
در خیال زلفانش؟ یا میان بازوها؟
ای تبسم شیرین، ای تداعی خورشید
ای صلابت مظلوم، در نگاه آهوها
ابتدای میلادت، جشن تیرگان بر پاست
قاب عکس خندانت، در میان شب بوها
تو تجسم لبخند، در (نمای نزدیکی)
در سکانس تنهایی، در عبور جادوها
نیستی که با دریا، در رثای میلادت
سردهم ز شوق آواز، در عبور پاروها
رفتی و غمی سنگین از نبودنت گل کرد
همچو یک گره از بغض، بر کمان ابروها
ای بزرگ بی تکرار، ای تو معنیِ بودن
میروی و میمیرد، نغمه ی پرستوها
(باد می برد مارا) بی حضور امن تو
حلقه میزند دستم،در حصار زانوها
خفته ای کنون شاداب، (زیر سایه ی زیتون)
در بهشت خاموشت، فارغ از هیاهوها.
شعر؛ محمد حسین صفری
mohammad.hossein.safari@
از شاگردان کارگاه فیلمسازی استاد کیارستمی یکم تیر ۱۴۰۳
+ نوشته شده در شنبه دوم تیر ۱۴۰۳ ساعت 14:43 توسط koohestan
|