دعا

 

خدايا ...

 من از تو ممنونم

كه مادرم را آفريدي

تا به عقد پدرم در آيد

و در ظهر شهريوري داغ

مرا به دنيا بياورد

و در وقت سفر

پشت سرم آب بريزد

و دعا بخواند:

خدايا ...

پسرم را به دستان مهربانت مي سپارم

تو خودت از همه ي بلاها دورش كن ...

...

و تو در همه ي سفرها

با من بوده اي

و هواي مرا داشته اي

خدايا ...

من از تو ممنونم و

مادرم را به تو مي سپارم

از تو مي خواهم كه تنهايش نگذاري ...

آمين .

 

محمد حسين صفري 8/9/87 مسير تهران شمال ، داخل اتوبوس