بالاخره برف .... آمد
ای وای برف ....
داشت یادمان می رفت که تهران هم زمستانی دارد برفی دارد بارانی دارد درختانی دارد و هوایی که گاه می شود توی آن نفس عمیق کشید زهی خیال باطل ....
( همیشه از تهران متنفر بوده ام و هستم تهران شهری پر از استعاره و کثافت و تحقیر و سرزنش است تهران خدایان مصنوعی زیاد دارد تهران تنها در روزهای بارانی و برفی است که قابل تحمل و دوست داشتن می شود خیابان ولی عصر با درختانش در روزهای برفی زیباست بسیار هم زیباست و کاش این خیابان اصلا مال تهران نبود و کاش اصلا تهرانی نبود و ....
بالاخره برف آمد آرام و غریب و کمی از سیاهی ، پلشتی ، کثافت و گناه تهران را شست اما ما آدمها هنوز همان آدمهاییم با همان پلشتی های هر روزه ....
چرا برف سیاهی های دل ما را صاف نمی کند انگاری برف امسال کمی به سیاهی می زند و روشنی هر ساله را ندارد ... چرا ؟ )
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 12:6 توسط koohestan
|
house of creation